تبلیغات
کافی نت یاهو - جملات بزرگان (فریدریش نیچه) - 2
کافی نت یاهو
پایان نامه - تحقیق- تایپ- اسکن- ثبت نام آزمونها- رایت - ترجمه متون انگلیسی- نمونه سوال تمام مقاطع تحصیلی

سایت دانشگاه هاو مراکز آموزش عالی

جملات مطالب سودمند

کافی نت یاهو

کافی نت یاهو

← کافی نت یاهو

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ت

یک دانشمند حتی برای عشق زمینی هم وقت ندارد! او نه رهبر است نه فرمانبردار. او کمال بخش نیست.سرآغاز  هم نیست. او فردی بی خویشتن است

 

هر اخلاق و دستور اخلاقی طبیعت بردگی و حماقت را پرورش می دهد زیرا روح را با انضباط تحمیلی خود خفه و نابود می کند

 

اختلاف طبقاتی  از ضروریات جامعه است چون عامل اشتیاق به پرورش حالت های والاتر کمیاب تر دورتر و عامل چیرگی بر نفس می شود.

 

کسانی که در خود احساس حقارت می کنند به دیگران رحم می کنند اما به دلیل غرورشان دم نمی زنند! یعنی درد می کشند و می خواهند با دیگران هم دردی کنند.کسانی که با دیگران همدردی می کنند به دلیل دردمند بودن خودشان است

 

لذت بیرحمی در دیدن رنج دیگران است اما فردی که بیرحم است این بیرحمی گریبانگیر خودش هم می شود و به ایشان نیز آزار خواهد  رسید

 

بشر به دلیل خواست ” قدرت ” به دنبال شناخت است نه به دلیل تشنگی عقل ناب

 

باید بر فریب حواس خود پیروز شویم

 

استعداد آدمی را می پوشاند و وقتی استعدادش کاهش یافت آنچه هست نمایان می شود

 

کسی که جنگجوست باید همواره در حال جنگ باشد چون زمان صلح با خودش درگیر خواهد شد!

 

عشق فریبنده و ویرانگر است  نه نجات بخش

 

فلسفه همان خواست قدرت است همان خواست علت نخستین

 

نمی توان همساز طبیعت بودن را یک اصل اخلاقی دانست. زیرا  طبیعت  بی رحم  است و  اگر آدمی بخواهد مطابق با طبیعت زندگی کند باید بی رحم باشد

 

ذهن و  اندیشه  مسئول به خطا افتادن بشر است

 

انسان برتر از ابرانسان بسیار دور  است

 

نخستین نبرد با کسانی است که با احسان شان  با ترحمِ حقارت انگیزشان، انسان را، انسان بیچاره یی را که خودش زیر بار شرم و احساس گناه در مانده است، از پا می اندازند و دومین دومین قلمرویی که منفی خواهی در آن حاکم است قلمرو آیین های اخلاقی و سیاست است

 

با رنج عمیق درون ، آدمی از دیگران جدا می شود و والا می گردد

 

با ترشرویی به میان مردم رفتن ، تنها از بیماران ساخته است

 

آن که پند پذیر نیست ، در حال افتادن در چاله سستی و زبونی است

 

نامداری بی نیک نامی ، به پشیزی نمی ارزد

 

مردمان توانمند در میان جشن و بزم  نیستند . آنها در هر دم به آرمانی بزرگتر می اندیشند  و برای رسیدن به آن  در حال پیکارند

 

در پشت هیچ در بسته ای ننشینید  تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید  و اگر نیافتید همان در را بشکنید

 

میان گام نخست و آرمان بازه ای نیست ، آنچه داریم  اندازه نبروی کنونی ماست

 

آینده از آن کسانی است که به استقبالش می روند

 

حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی ست  خنده دار است زیرا  همه چیز طبق خواست قدرت ما است

 

با دیگران بودن آلودگی می آورد

 

باید در تضادهای دوگانه شک کرد. از کجا معلوم که این تضادهای دوگانه اصلا وابسته به هم و یکی نباشند؟ در فلسفه معین ارزشی بیشتر از نامعین  دارد همان طور که ارزش نمود کمتر از حقیقت است.

 

نادرستی یک حکم باعث نمی شود که آن حکم را رد کنیم ، احکام نادرست برای زندگی بشری ضروری است و رد  کردن آنها را به معنای رد کردن زندگی است

 

آنچه برای یک نفر سزاوار است را نمی توان گفت برای فرد دیگر هم سزاوار است. به عنوان مثال انکار نفس و افتادگی سزاوار یک فرمانده نیست و برایش فضیلت محسوب نمی شود. حکم یکسان صادر کردن برای همه غیر اخلاقی ست

 

بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید

 

کسانی که مردم  آنها را اهل اخلاق می دانند اگر ما اشتباهشان را ببینیم از ما به بدی یاد خواهند کرد حتی اگر دوست ما باشند.

 

ارزش یابی هر چیز بستگی به توان خواهی آن دارد

 

فرزانگی نمی تواند خود خواهانه باشد و فرزانه نمی تواند منزوی بماند

 

عرصه عمل برای ابر انسان بی کرانه است

 

درسی که از بازگشت جاودان می گیریم این است که چیز منفی باز نمی گردد. معنای  بازگشت جاودان این است که هستی، انتخاب است. تنها آن چیزی باز می گردد که تصدیق کند یا تصدیق شود

 

سرود ابرانسان، سرود ارزش های نو آفریده است

 

اصولا زمانی پوچی برای چیزی معنا پیدا میکند که بیایم برای آن ، هدفی تعریف کنیم .و اگر بدانیم هدفی در کار نیست، به پوچی هم نخواهیم رسید

 

جرم این است که ندانیم زندگی خیلی ساده تر از اینهاست که ما فکر می کنیم

 

فلسفه معنوی ترین خواست قدرت است

 

کشش به سوی توانایی گوهره اصلی زندگی انسان می داند

 

فروپاشی و زوال هر فرهنگ یا  هر شخص هنگامی رخ می دهد که کشش به سوی نیرومندی رنگ بازد و چیز دیگری بر این کشش اولویت یابد ، ولو این جایگزین خرد ، دانش و هنر باشد.

 

فرد مقتدر  کسی است که قادر به کسب تعهد است، زیرا حق  چنین کاری را به دست آورده  و یا کسب کرده است

 

زمان لا یتناهی است و هر چه وجود دارد، در یک گردش ادواری تکرار می شود و این عمل تا انتهای نا معلومی ادامه خواهد داشت

 

برای گله ی انسانی تمام نشانه های ابرانسان چون نشانه های بیماری یا دیوانگی ظاهر می شوند.

 

هزار تلاش انسان به اندازه یک تقدیر کارساز نیس

کافی نت یاهو

کهگیلویه وبویراحمد - دهدشت - میدان مرکزی شهر - ساختمان بدره - طبقه دوم
مدیر وبلاگ : پورحقیقی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان



ساعت فلش
كد ساعت
كد تقویم
فال حافظ
نمایش وضعیت در یاهو






برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید